تبلیغات
بابام هر وقت میخواد بیاد تو اتاقم با یه شدت عجیبی در رو باز میکنه...!
همین روزاست که اول گاز اشک آور قِل بده تو بعد با پاش بزنه در رو بشکونه بیاد :|



.



مادر بزرگم میگه : اولش که این کامران و هومن رو دیدم فکر میکردم زن و شوهرن ...... تو نگو خواهر برادرن !!



.




مامانم اومده اتاقم میگه : تو كه چشمات خیلى قشنگه، رنگ چشمات خیلى عجیبه، آشغالا رو میبرى پایین؟!  :|



.



برادرزاده ام معدلش شده 19.42 سه روزه رفته تو اتاق درو رو خودش بسته :|
من همسن این بودم 12 میشدم تا خونه با کیف رو پایی میزدم :دی



.



مامانم رفته بود کلاس تمبک خیلی هم استعداد داشت! بنده خدا تا تمبک رو میگرفت دستش جفت داداشام میومدن وسط خونه شروع میکردن به حرکتهای زورخونه ای و چرخش و رخصت پهلوون و فرصتی بهم میگفتن که مامانم سر یه هفته ذوقش کور شد گذاشت کنار :|



.



داداشم روزنامه میخوند،بابام حواسش نبود رفت رو انگشت دستش،داداشم با نعره گوش خراشی گفت:هوووووووی مگه کوری؟!:O
سرشو آورد بالا دید بابامه بدونه اینکه بابام حرفی بزنه دوباره گفت:هوووووویو با خودم بودم،مادرزادیم کورم،!!!:|






خواهر زادم کلاس اوله.هرچی معلمش بهش دیکته میگه شین رو سین مینویسه مثلا آش رشته رو نوشته آس رسته بعد مامانش بهش گفته آخه چرا اینجوری مینویسی دیکتتو میگه من دیگه بزرگ شدم نقطه ها رو نمیذارم!!



.



برادر زاده چهار ساله م زنگ زده به مامانم میگه بیا خونه ما ، مامانم هم گفت: نه تو بیا خونه ما !!
اونوخت این عنتر برگشته میگه : نه من فعلن یه سری کار دارم سرم شلوغه تو بیکاری پاشو بیا !!!
میگن من تو چهار سالگی فقط بلد بودم بگم : بلیم دَدَ !! :|



.



بچه كه بودم آبگوشت دوست نداشتم!
یه بار مامانم بغلم كرد بردم پای گاز گفت:بو كن ببین چه بوی خوبی داره!
مزه شم همینقدر خوشمزس...!
منم از فرصت استفاده كردم تف كردم توش..!:|
یه همچین بچه ی گندی بودم من :|



.



زنگ زدم مامانم که واسه تولد بابا چی کادو بگیرم؟
میگه از این ماهیتابه پیرکسا بگیر اونایی که داشتیم شیکسته :/



.



آغا ما به همراه پدر تو این هفته رفته بودیم کربلا, تو کل سفر همش بابای ما آمار این آمریکایی هارو میگرفت ک کجان?خلاصه خیلی طلبه بود ک ببیندشون! برگشتنه تو فرودگاه بغداد بالاخره یکیشونو زیارت کردیم!!
رفت اول از یکی از عراقیا پرسید این آمریکاییه? گفت نعم!
بعد ک مطمئن شد رفت جلو و با یه تریپ وسترنی ای گفت:
hello!
_hello!
بعد پرسید:
can you speak English??!!!!!
آمریکاییه مونده بود چی بگه!! ولی گفت بزار جوابشو بدم ببینم حرف حسابش چیه؟گفت:yes!
بابا:
ee ok!! good!!!
من:|
آمریکاییه :O
بابا :-)



.



عکس بچگیامو به مامانم نشون دادم میگه آخی چه نازه کیه؟!
منو میگی :|